گوش می سپارم
صدای نفس های توست
که پیوند می دهد مرا به زندگی
نگاه می کنم
چشم های توست
که می برد مرا تا خود عشق
و حس ذره ذره عشق تو را
به لمس سر انگشتانم می سپارم
دوست می دارمت
......................
پ.ن
شاید لازم بود دو سال دوری....
امیذواریم برگشته باشیم!!!
فعلا تو رابطه ام اینجورم
.....
کم کم دارم می ترسم!!
۱۸
چشم من بيا منو ياري بکن... گونه هام خشکيده شد کاري بکن
غير گريه مگه کاري ميشه کرد ...کاري از ما نمياد زاري بکن
اون که رفته ديگه هيچوقت نمياد تا قيامت دل من گريه مي خواد
هر چي در يا رو زمين داره خدا با تموم ابرهاي آسمونها
کاشکي مي داد همه رو به چشم من تا چشمهام به حال من گريه کن
اون که رفته ديگه هيچوقت نمياد تا قیامت دل من گريه مي خواد
قصه گذشته هاي خوب من خيلي زود مثل يه خواب تموم شدن
حالا بايد سر رو زانوم بزارم تا قيامت اشک حسرت ببارم
دل هيشکي مثل من غم نداره مثل من غربت و ماتم نداره
حالا که گريه دواي دردمه چرا چشمم اشکش رو کم مياره
این روزا این آهنگ رو زیاد گوش میدم...
۱۵
....
همه اش همین؟؟
یعنی دیگه هیچی نگم؟؟
سکوت کنم؟؟
۱۴
می شناسی ام
از آن هنگام که غریبی ات در باورم رخنه کرد
از آن لحظه
که قاصدکهای ترد خیالم را دستانت
نوازشی دوباره هدیه کرد
می شناسی ام
از آن دم که شکوفه های رنگین اندیشه ام
با یاد تو به گُل نشستند...
۷
خدا از دستت خسته شدم...
از دست حکمتایی که من نمی دونم
خفه ام کردی به جان خودت
15
حالم داره به هم میخوره
از خودم
از آدمای دور و برم
از همه چیز...
همه چیز...
کاش یکی به دادم می رسید...
..........................دیگه نمیام..........................